سلام: دلم تنك بود و بهانه يادي از دكتر داشت .منم با اجازه شما اين مطلب را نوشتم باشد كه خشنود شويد.
انسانها 4 نوعند.1_كساني كه وقتي هستند, هستند. ووقتي نيستند ,نيستند.يعني حضورشان مبتني بر
فيزيك است.هويتشان جسمي است.
2_آناني كه وقتي نيستند ,نيستند. و وقتي هم هستند, نيستند.يعني به حساب نميآيند.يا مرده و زنده شان يكيست.
3_آناني كه وقتي هستند ,هستند و وقتي هم نيستند ,هستند.آدمهاي با شخصيت و مؤثر.
4_آناني كه وقتي هستند ,نيستند .ولي وقتي نيستند, هستند.البته ما در زمان حضورشان, قدرشان را
نميدانيم واز آنان استفاده نميكنيم.اما بعد از رفتنشان خوب شناخت و درك ....و..... اما افسوس....؟
جالب است اين عده در زمان حيات هركدام از ما انكشت شمارند...؟
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 14:14  توسط مجاز.مهنی
|
دوباره معجزه آب و آفتاب و زمين شكوه جادوي رنگين كمان فروردين
شكوفه و چمن و نور و رنگ وعطروسرود سپاس وبوسه ولبخندوشادباش ودرود
سلام:سال نو رو به همه تبريك ميگم و براي ايران و ايراني سعادت وسربلندي و....آرزو دارم.
حوزه شمال شهرستان جيرفت فوق العاده ديدني و خوش آب وهواست حتما ديدن كنيد
رمون و بحرآسمان رو ببين اگه عاشق نشدي من مديون.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم فروردین 1390ساعت 10:48  توسط مجاز.مهنی
|
دوستان سلام: فكر نميكردم قريب هفت ماه از شما دور بمانم ولي شد منو عفو كنيد.
در اين مدت اتفاقات مهمي افتاده هم در سطح منطقه هم كشور و هم منطقه خاور ميانه.
منظور من از منطقه اول همان شهرستان نهايتا استان است.تنها اتفاق خوب بارش برف وباران
و وضعيت نزولات آسماني امسال بود.بعد از سالها خشكسالي الحمدا...امسال بارش خوب بود
و موجب رضايت خاطر كشاورزان و عشاير سالها بود ....و ما در حسرت...شور و شوق رفتن به
ولايت تمام وجودمو ....واي حالا محشره اوج زيبايي" هفت جشمه" زراب"استون"دهوالي"مرسوز"
كيمارك"و همه وهمه جا زيبلاست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 10:12  توسط مجاز.مهنی
|
بنام حق:
باخبر شدیم پدر آموزش و پرورش عشایری ایران دار فانی را وداع گفت.همو که صندلی قضاوت را و بانک را
رها کرد همو که در هنگامه ی تجدد گرایی و مرکز نشینی و فرنگ گردی بر خلاف روال معمول از همه ی
امکانات وامتیازهابه خاطر عشایر گذشت .به ایل برگشت تا با نشاندن سفید چادر سوادآموزی در کنار
سیاه چادر ایلیاتی شمع حیات را روشن کند.او متوجه شده بود که اگر فکری نشود مرگ کوچ نشینان
آغاز خواهد شد.و به فکر افتاد چون خود را مسئول میدانست وچاره ای جز سواد آموزی نبود.چه رنجهایی
کشید در زمانی که عمر کوچ را تمام شده میدانستند.و عشایر را مایه ننگ ومانع رسیدن به تمدن بزرگ
میدانستند.و ثمره کار او و عمر او اینهمه افراد تحصیلکرده گرچه ناشکروناسپاس بودند تا جایی که نامی
ویادی از او نبردند وقتی که وزیر وکیل ومدیر شدند.عشایر پدری دلسوز را از دست داد.بخارای من ایل من
هر عشایری لازم است چند ساعتی وقت به خواندن این کتاب بدهد.عزیزان بویراحمدی او بیش از دیگران
شمارا مدنظر داشت بیشتر یادش کنید.مرحوم محمد بهمن بیگی عشایرزاده ای از ایل قشقایی بود با
حاکم شدن پهلوی پدر او هم درتبعید ودر تهران زیرنظر مامورین شاه بود و محمددر چنین وضعیتی
تحصیل کرد.درگذشت این مرد بزرگ را به ملت ایران خصوصا عشایر تسلیت میگویم یادش جاودانه باد
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 8:54  توسط مجاز.مهنی
|
بنام حق:
دوستی نگاشته بودند که مهنی یعنی چه/چرا فامیل بعضی مهنی است واز بعضی مهنیها نیست/
چرا تعصب دارید همه بنی آدم هستند و نیاز به اینکه معلوم شود از کدام ایل هستید نیست.
چون این مردم اهل مهنه خراسان بودند آنان را مهنی خواندند یای نسبت همچون جیرفتی
بعضی نام خانوادگی خود را همان مهنی و یا بجای پیشوند یا پسوند مهنی نشاندند
اینکه نژاد و اصل یا بیوگرافی کسی معلوم باشد تعصب نیست هنوزمحققین در جوامع بشری کره زمین
در حال شناسایی تیره ونژاد مردمند هر آدمی نام میخواهد هر تیرهای و هر قومی شناسه میخواهد
این از علوم روز است من خودم مایلم مردم را تاریخ را روابط و.....بدانم این عین صلاح وثواب است.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 9:58  توسط مجاز.مهنی
|
نرم نرمک میرسد اینک بهار خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشتها خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
سال نو بر همه ایرانیان به ویژه کرمانیها و جنوب استانیها وخاصه عشایر وخیلی ویژه ایل مهنی مبارک
ارزو دارم سال جدید برایتان خوشبختی موفقیت وپیروزی ارمغان آورد سالم و سر بلند باشید وبا عاطفه
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 11:16  توسط مجاز.مهنی
|
به یاد حق :واقع امر آن است که ما از جنس و جا و ...خود کوچ کرده ایم؟پدران و گذشتگان ما کوچ میکردند
از جایی به جایی ولی ارت و اجاق خود را وریشه و اصل خود را از یاد نمیبردند.کسانی به نقاط مختلف
ایران و جهان رفتند زندگی کردند ولی خود را مهنی دانستند....اما امروزه جوری شده که آدم خودش را
هم فراموش کرده بهتر بگویم خودش را قبول نداره خودم را بگویم نه در خانه نه در محل کار و نه در جمع
خودم نیستم لهجه ام ساختگی شخصیتم..هم ..همش تقلب....؟همه چیز را فدا کردیم تا به چه برسیم
..پول..جاه ..مقام...پس باید که با ایل نباشم چون با ایل بودن وقت را میگیرد فرصتها را میسوزد وجالب
حتی احساس به داشتن دین و ایمان هم تبدیل شده به احساس گرفتن مدرک دینداری که وقتی گرفتی
نه خانواده و نه ایل نه اخلاق نه نجابت نه اصالت و...نیاز نخوا هید داشت؟ ما به داشته هایی که
میبایست افتخار کنیم پشت پا زدیم..؟ایل و مهنی بودن اصالت ماست آن را فراموش نکنیم
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند 1388ساعت 13:48  توسط مجاز.مهنی
|
به نام حق: آنچه به عنوان از دست رفته در زمانه حال نام خواهیم برد مطلق نیست و نسبی میباشد
یعنی اینکه نه همه مردم این خصیصه ها را از دست داده اند و نه همه این خصلتها به یک میزان از بین
رفته است.اما ما سعی داریم نیمه خالی لیوان را ببینیم که به نظر هم بیشترین است.اول عاطفه شاید
همه ما و از خیلی ها شنیده ایم که عاطفه کم شده حتی بعضی باور دارند گم شده.عطف یعنی پیوند
عاطفه هم عامل پیوند و ارتباط.یا بگویم نیرویی و احساسی است درونی .آن است که شما دلتنگ
کسی میشوید نگران کسی میشوید.احساسی که بین مادران شما به مادر خود دارید به فرزند.....و
دارید.دیگر شوق دیدار ممکن است هیچ وقت گفته نشود.نیازی نیست .چنین حالتی را کسی پیدا
نمیکند.خلاصه دلتنگی همدردی دلسوزی و... خیلی از اشعار واصطلاحات و شاه بیت های ادبی بی
مفهوم خواهد شد .عجیب است نسل امروز کتاب نمیخواند! تامل و....ندارد..باید میپرسید این کلمات
بی معنی چیست ..! وای اگر بپرسد چگونه جواب بدهیم که بفهمد! الغرض خیلی از این ....قبیل...
اما چرا...چه شد...عامل چیست....؟موضوع ادامه دارد حالا حالاها
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 13:16  توسط مجاز.مهنی
|
به نام خالق مهر:بلی کاملا درست است عنوان بالا از من نیست این عنوان کتاب مرد بزرگواری است
ایلی و عشایر آقای بهمن بیگی بانی و باعث نظام آموزش و تعلیم و تربیت در عشایر.اما حرف دل
من هم است واقعا شهر و دیار هر عشایری ایلش است و من نیز چنینم البته در کنار ملک و مرتع .
گرچه چیزهای زیادی به دست آورده ایم از مواهب مدرینته نام نبرم همگی میدانیم اما در این فزونی
دستاوردها که تعداد انگشت شماری از آ نها حیاتی به نظر میرسد و زمانی بود که با نداشتن بیشتر
آنها باز هم کرامت و شرافت انسانی سر جای خودش بود چیزهایی از دست دادهایم .
جالب است کمتر از دست داده ایم افزون به دست آورده ایم اما نگران هستیم و خود را مغمون ومتضرر
میدانیم؟ گفته میشود عاطفه کم شده یا گم شده؟ همبستگی ـ همنوع دوستی ُ همدردی ُصداقتُ
که از امروز طی چند قسمت به آن میپردازیم
+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 13:48  توسط مجاز.مهنی
|
به نام حق: من نیز چون سایر افراد جامعه نسبت به سرنوشت کشورم احساس مسئولیئت دارم و این
یک امر طبیعی است اما بنا دارم این وبلاگ به دور از مسائل سیاسی وجناحی باشد وبه جنبه های
فرهنگی و تاریخی مردم جنوب استان همان جیرفت قدیم خصوصا ایل مهنی بپردازد .لذا از همه عزیزان
بویژه مردم بخش ساردو یعنی از جیرفت تا دلفارد وتا راین و نیز تا رابر و از سویی تااسفندقه و گلاشکرد
ومهمتر حوزه هلیل رود وهمه آنهایی که رگ وریشه ای از مهنی دارند از جمله مردم رمون و بحرآسمان
اطلاعاتی موثق مستند از تارخ فرهنگ آداب ورسوم محلی اتفاقات منطقه ای و از این قبیل دارند در
این وبلاگ ارائه نمایند
+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 12:7  توسط مجاز.مهنی
|